بایگانی دسته: رمان جدید

ایسلند نوآر: میزگردی درباره ادبیات جنایی

نوامبر گذشته، فرصتی بی‌نظیر به من دست داد: سفر به ایسلند برای شرکت در جشنواره ادبیات جنایی «ایسلند نوآر»، آن هم با حمایت مالی اداره گردشگری. قرار مرجع توریسم بود از جاذبه‌های بی‌نظیر این کشور کوچک اما قدرتمند و دنیای ادبی خارق‌العاده‌اش لذت ببرم. من فرم‌هایی را امضا کردم که متعهد می‌شدم روی خزه راه نروم و بدون راهنما از یخچال‌های طبیعی دیدن نکنم. دوست‌پسر جدیدم را دعوت کردم تا همراهم باشد و روزها را صرف آماده‌سازی پاسپورتم کردیم، در حالی که تعطیلی دولت تهدید می‌کرد که پروازها را به‌کلی لغو کند. موزه‌هایی را برای بازدید انتخاب کردیم و او مسیرهای دوچرخه‌سواری را برای زمانی که من در جشنواره مشغول بودم، برنامه‌ریزی کرد. ما آنقدر جوان، معصوم و هیجان‌زده بودیم (می‌دانید که داستان به کجا می‌رسد).

ایسلند نوآر: میزگردی درباره ادبیات جنایی

افسوس که «انسان برنامه‌ریزی می‌کند و خدا می‌خندد». من تمام سفر را با یک آنفولانزای بد در اتاق هتل (چهار ستاره) خود محبوس بودم. تنها کاری که می‌توانستم بکنم این بود که از پنجره، پرندگان دریایی ریکیاویک را تماشا کنم، در حالی که دوست‌پسرم شهر را برای یافتن داروخانه و ساندویچ زیر و رو می‌کرد، پنج روز تب‌ولرز مرا تحمل کرد و هر وقت نیاز به خنده داشتم، کانال عجیب و غریب ایسلندی BabeTV را روشن می‌کرد. در اواخر سفر، زمانی که برنامه‌های جشنواره به پایان رسیده بود، بالاخره آنقدر بهبود یافتم که بتوانم کاری توریستی انجام دهم. تصمیم گرفتیم به موزه آلت تناسلی—موزه فالولوژیکال ایسلند، دقیق‌تر بگویم—برویم و آنجا… هر آنچه که می‌توانستیم بخواهیم و حتی بیشتر بود. حتی اتاقی به موجودات افسانه‌ای اختصاص داده شده بود.

بنابراین، با گذراندن تقریباً تمام سفرم در انزوا (شما خوش‌شانس بودید، جورج آر. آر. مارتین—ممکن بود به شما سرفه کنم و آن‌وقت هیچ‌وقت پایان «نغمه یخ و آتش» را نمی‌دیدیم)، تصمیم گرفتم که همچنان می‌خواهم درباره صحنه نویسندگی جنایی ایسلند و چگونگی رسیدن آن به چنین شهرت بین‌المللی بیشتر بدانم. از برگزارکنندگان جشنواره پرسیدم که آیا می‌توانم با چند رمان‌نویس درباره موقعیت منحصربه‌فردشان در دنیای ادبیات جنایی مصاحبه کنم و یورسا سیگورداردوتیر و راگنار یوناسون لطف کردند و مرا با طیف وسیعی از رمان‌نویسان جنایی، هم ایسلندی و هم مرتبط با ایسلند، آشنا کردند که آن‌ها نیز به نوبه خود لطف کردند و به چند سؤال پاسخ دادند. من تمام پاسخ‌ها را در میزگرد زیر جمع‌آوری کرده‌ام—۸ نویسنده در این بحث شرکت کردند و می‌توانید برای مشاهده بیوگرافی کامل آن‌ها به انتهای پست بروید.

همانطور که خوانندگان از پاسخ‌ها می‌توانند ببینند، تنها یک راه برای نویسنده داستان‌های معمایی در ایسلند وجود ندارد. اما شخصیت ملت، درام طبیعت آن، انزوای ساکنانش، همگی نقش خود را در روان ادبی ایفا می‌کنند و پس از خواندن این پاسخ‌ها، بیش از هر زمان دیگری متقاعد شدم که چیزی واقعاً خاص در صحنه نویسندگی ایسلند وجود دارد. هر کسی که علاقه‌مند به کسب اطلاعات بیشتر درباره ایسلند نوآر است، می‌تواند به وب‌سایت جشنواره مراجعه کند.

__________________________________

چه چیزی ایسلند را به سرزمینی چنین حاصلخیز برای رمان‌های معمایی تبدیل کرده است؟

__________________________________

آرمان یاکوبسون: لحظه اوج ادبیات معمایی در ایسلند حدود سال ۲۰۰۰ بود و به نظر من دلیل آن این است که چندین خواننده با استعداد خود را وقف این ژانر کردند و این باعث شد ایسلندی‌ها بیشتر آماده پذیرش ایسلند به عنوان صحنه‌ای برای رمان‌های معمایی شوند. احتمالاً این موضوع با افزایش کلی داستان‌های جنایی در جهان همزمان است.

اوا بیورگ آیگیسدوتیر: فکر می‌کنم در ایسلند گرایش فرهنگی به واقع‌گرایی عاطفی و اجتماعی وجود دارد. داستان‌های جنایی به راهی برای بررسی جامعه، هم تنش‌ها و هم کاستی‌های آن تبدیل شده‌اند، حتی در کشوری که در ظاهر بسیار امن تلقی می‌شود. نرخ جرم و جنایت پایین است، با تنها چند قتل در سال، هرچند این موضوع در سال‌های اخیر در حال تغییر بوده است.

برای من، این موضوع همچنین به کنجکاوی عمیق درباره مردم و انگیزه‌هایشان مربوط می‌شود. در جمعیتی کوچک و نسبتاً پراکنده، این ایده که کسی را که می‌شناسید یا کسی نزدیک به شما ممکن است قادر به انجام کاری وحشتناک باشد، به خصوص آزاردهنده به نظر می‌رسد. این امر جرم را بسیار به خانه نزدیک می‌کند.

و سپس رازها وجود دارند. در جوامع ایسلندی، مسائل می‌توانند به آرامی در طول نسل‌ها منتقل شوند، هرگز به طور کامل درباره آن‌ها صحبت نمی‌شود، اما همچنان زندگی مردم را شکل می‌دهند. این نوع تنش موروثی، زمینه بسیار حاصلخیزی برای داستان‌های معمایی است، به خصوص در شهرهای کوچک، جایی که دانش مشترک بخشی از هویت شهر می‌شود. و شهر نیز به نوبه خود، بخشی از مردمش می‌شود.

البته، چشم‌انداز نیز نقش خود را ایفا می‌کند؛ تاریکی، انزوا، زمستان‌های طولانی. چقدر باز و خشن است، بسیار زیبا اما بسیار خطرناک. این حالتی را ایجاد می‌کند که درون‌گرایی تقریباً اجتناب‌ناپذیر است و در آن مرز بین دنیای بیرونی و درونی می‌تواند شروع به محو شدن کند.

«داستان‌های جنایی به راهی برای بررسی جامعه، هم تنش‌ها و هم کاستی‌های آن تبدیل شده‌اند، حتی در کشوری که در ظاهر بسیار امن تلقی می‌شود.» –اوا بیورگ آیگیسدوتیر

مارگرت هوسکولدسدوتیر: مردم این کشورهای نوردیک میراث داستانی غنی دارند، که عمدتاً ناشی از این واقعیت است که در طول زمستان‌های طولانی و سرد، شما باید در زمینه سرگرمی خودکفا می‌بودید. زمستان‌های سرد، تاریک و طولانی باید ایده‌های فراوانی برای خلق داستان‌های هیجان‌انگیز و گاهی ترسناک برای سرگرم کردن اعضای خانواده‌تان فراهم می‌کرده است.

ساتو رامو: ایسلند کشوری کوچک و آرام با طبیعتی بزرگ و قدرتمند و گاهی اوقات شرایط آب و هوایی بسیار خشن است. ما با تضادها زندگی می‌کنیم (آتشفشان‌ها-یخچال‌ها، ملت کوچک-طبیعت بزرگ، زمستان‌های تاریک-تابستان‌های روشن)، فکر می‌کنم این زمینه خوبی برای تخیل و داستان‌سرایی ایجاد می‌کند. میراث ادبی در ایسلند بسیار قوی است، ایسلندی‌ها از قرن سیزدهم به زبان مادری خود داستان می‌نوشتند. گنجینه‌های ادبیات ایسلند، حماسه‌های ایسلندی هستند و آن‌ها تقریباً داستان‌های جنایی بودند. داستان‌هایی درباره انتقام، سرنوشت، مرگ و خشونت. اما همچنین درباره عشق و پیوندهای خانوادگی قوی. مطمئنم این میراث هنوز هم بر نویسندگی جنایی امروز تأثیر می‌گذارد.

آرمان یاکوبسون: واقع‌گرایی یک ویژگی قوی است اما در غیر این صورت رمان‌های جنایی ایسلندی را بسیار متنوع و گوناگون می‌یابم.

__________________________________

چگونه برای اولین بار عاشق داستان‌های معمایی شدید؟

__________________________________

الیزا رید: انگلیسی زبان اول من است، بنابراین با خواندن رمان‌های آگاتا کریستی بزرگ شدم (همچنین

ایسلند نوآر: میزگردی درباره ادبیات جنایی

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

مهمان این هفته من دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو هستند که به طرز جالبی یک نفرند. دیلن آلن نویسنده پرفروش رمان‌های عاشقانه معاصر است، شبکه خانگی در حالی که جدیدترین کتاب لوسی ویلسون-تاگو با عنوان «گرفتن یک گناهکار» (To Catch a Sinner) اکنون منتشر شده است.

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

این کتاب یک داستان معمایی و عاشقانه است که در واشنگتن دی‌سی اتفاق می‌افتد و بر بازگرداندن آثار هنری و پیچیدگی‌های فرهنگی آن تمرکز دارد. بنابراین، ما در مورد هنر، نویسندگی، دنیای خیالی دی‌سی در کتاب او و همچنین عشق‌هایی که نویسندگی او را شکل داده‌اند، صحبت خواهیم کرد. همچنین در مورد انتخاب نام مستعار جدید و اهمیت آن برای او صحبت می‌کنیم.

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

❤ متن کامل را بخوانید ❤

↓ پخش کنید

ممکن است این پخش‌کننده پادکست در مرورگر کروم کار نکند و مرورگر دیگری

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

عشق‌هایی که الهام‌بخش دیلن آلن و لوسی ویلسون-تاگو بودند

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

وحشت این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. از بازآفرینی‌های هنرمندانه داستان‌های گوتیک کلاسیک گرفته تا کاوش‌های جسورانه و جدید در وحشت‌های ماوراءالطبیعه و روان‌شناختی، خوانندگان مشتاقانه به دنبال داستان‌های ترسناک هستند. شاید وضعیت جهان، یا توانایی ژانر وحشت در رویارویی و غلبه بر اضطراب‌های ما باشد. یا شاید هم برای فرار از واقعیت، هیجان محض و ساده. اما به هر دلیلی، ژانر وحشت در حال شکوفایی است و با آن، گنجینه‌ای از کتاب‌ها که از آن ابزار ادبی همیشگی، یعنی خانه جن‌زده، بهره می‌برند.

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

خانه‌های جن‌زده هرگز از مد نمی‌افتند. بیشتر اوقات آنها می‌توانند یادآوری برای شخصیت اصلی باشند، مکانی که پژواک کارهای بد در آن نگهداری می‌شود تا زمانی که اصلاح شوند. در مواقع دیگر، خود خانه ذاتاً شیطانی است، تجلی فیزیکی تاریک‌ترین جنبه‌های بشریت، بدترین ترس‌های ما. در هر صورت، نتایج وسوسه‌انگیز هستند، و وقتی برای نوشتن رمز و راز گوتیک خودم نشستم، از خواندن مشتاقانه آثار کلاسیک و جدیدترین‌ها در این ژانر بسیار لذت بردم.

در مود لاین ادامه هشت داستان مورد علاقه من از خانه‌های غیرعادی که الهام‌بخش اولین رمانم، «وایلدوود» بودند، آورده شده است.

رایلی سیگر، «تنها بازمانده»

این داستان که در یک عمارت در حال فروپاشی در سواحل مین، در آستانه سقوط به اقیانوس اطلس، اتفاق می‌افتد، ماجرای یک پرستار خانگی را روایت می‌کند که وظیفه وحشتناک مراقبت از زنی را بر عهده می‌گیرد که دهه‌ها پیش به جنایات ناگفتنی متهم شده بود. این داستان پر از راهروهای کج، نقاشی‌های وهم‌آور و صداهای عجیب در شب، برای کسانی که به دنبال بازآفرینی مدرن یک خانه جن‌زده گوتیک هستند، عالی است.

سیلویا مورنو گارسیا، «گوتیک مکزیکی»

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

یک زن جوان پس از دریافت پیامی مرموز از دختر عمویش که التماس کمک می‌کند، به یک ویلای دورافتاده سفر می‌کند. ویلا تقریباً به یک ارگانیسم زنده تبدیل می‌شود و نائومی را در دیوارهای همیشه در حال تغییر خود به دام می‌اندازد و باعث می‌شود خوانندگان بخواهند راهی برای فرار پیدا کنند.

این کتاب برای کسانی که به دنبال داستانی شاعرانه هستند که از این ژانر برای بررسی مسائل عمیق‌تر مانند استعمار، نژادپرستی و سوءاستفاده نیز استفاده می‌کند، عالی است.

شرلی جکسون، «تسخیر خانه هیل»

هیچ لیستی بدون گنجاندن داستان کلاسیک و گوتیک شرلی جکسون کامل نخواهد بود، داستانی که چهار نفر را دنبال می‌کند که در حال تحقیق در مورد یک خانه ماوراءالطبیعه هستند و وحشتی که در نتیجه محو شدن مرزهای بین ماوراءالطبیعه و فروپاشی روانی رخ می‌دهد.

این داستان برای کسانی که به دنبال یک اثر کلاسیک واقعی از ژانر وحشت گوتیک هستند، عالی است.

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

مارکوس کلیور، «ما اینجا زندگی می‌کردیم»

خانواده‌ای شبانه از راه می‌رسند و ادعا می‌کنند که قبلاً در خانه ایو پالمر زندگی می‌کردند و آیا می‌توانند گشتی بزنند؟ ایو برخلاف عقل سلیم خود به آنها اجازه ورود می‌دهد. آنها نمی‌روند. و بدتر از آن، حضور آنها به نظر می‌رسد خانه را بیدار می‌کند و رازهایی را در یک هزارتوی غیرقابل فرار که هم فیزیکی و هم ذهنی است، آشکار می‌کند.

تقریباً نتوانستم این رمان را تمام کنم؛ آنقدر وحشتناک بود. اولین اثر کلیور برای کسانی که به دنبال وحشت گیج‌کننده هستند، عالی است، وحشتی که آنقدر واقعی و وحشتناک به نظر می‌رسد که هرگز نمی‌خواهید به خانه جدیدی نقل مکان کنید، از ترس اینکه به چیزی تبدیل شود که نمی‌توانید از آن فرار کنید.

سارا پیرس، «آسایشگاه»

جسدهای زیادی در یک آسایشگاه قدیمی که به هتلی بوتیک تبدیل شده است، در اولین رمان سارا پیرس از مجموعه کارآگاه الین وارنر، جمع می‌شوند. این داستان، با محیط اتمسفریک و زیبای خود و تنش اتاق قفل شده، چیزی بود که الهام‌بخش من برای نوشتن داستان گوتیک خودم شد.

اولین اثر مشهور پیرس برای خوانندگانی که به دنبال ترکیبی از تریلر و وحشت گوتیک هستند، عالی است، که ترکیب مورد علاقه شخصی من است.

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

کاریسا اورلاندو، «خانه سپتامبر»

اولین اثر بسیار تحسین شده اورلاندو، نگاهی جدید و هوشمندانه به خانه جن‌زده کلاسیک دارد. فرضیه؟ یک زوج خانه رویایی خود را با قیمتی بسیار پایین می‌خرند، اما متوجه می‌شوند که جن‌زده است. با این حال، به جای فرار، زوج تصمیم می‌گیرند بمانند، بالاخره خانه آنهاست، چه کسی اهمیت می‌دهد اگر هر سپتامبر دیوارها با خون چکه می‌کنند؟

این کتاب برای خوانندگانی که به دنبال طنز و انسانیت در کنار وحشت خود هستند، عالی است.

کاترینا وارد، «آخرین خانه در خیابان بی‌نیاز»

یک داستان درخشان که شامل پیچش‌های واقعاً شگفت‌انگیز است، رمان تحسین شده وارد ماجرای مردی، دخترش و یک گربه سخنگو را دنبال می‌کند که در خانه‌ای منزوی و مخروبه زندگی می‌کنند. این خانه اگرچه به روش کلاسیک جن‌زده نیست، اما در واقعیت خود وحشتناک است، این حس که مکانی مانند این احتمالاً در جایی وجود دارد.

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

این داستان برای خوانندگانی که به دنبال داستانی ناراحت‌کننده هستند که شما را در حدس و گمان نگه می‌دارد و مضامین تروما و هویت را بررسی می‌کند، عالی است. این یکی واقعاً در ذهن من ماند، و اگرچه در برخی نقاط خواندن آن دشوار بود، اما پایان آن به طرز عجیبی امیدبخش بود.

هنری جیمز، «چرخش پیچ»

یکی دیگر از آثار کلاسیک واقعی، «چرخش پیچ» ماجرای یک معلم سرخانه را دنبال می‌کند که برای مراقبت از دو کودک خردسال، مایلز و فلورا، به یک عمارت دورافتاده نقل مکان می‌کند. عمارت وهم‌آور است و معلم سرخانه توسط ارواح نیمه دیده شده، کودکان به طرز عجیبی آرام اما زیبا، و زمزمه‌هایی از اتفاقات تاریکی که قبل از ورود او در خانه رخ داده بود، آزار می‌بیند.

این داستان الهام‌بخش اقتباسی سینمایی به نام «بی‌گناهان» شد که یکی از فیلم‌های ترسناک مورد علاقه من است. همچنین الهام‌بخش بی‌شمار کتاب‌های دیگر شد، به عنوان مثال، «چرخش کلید» اثر روث ویر. رمان کوتاه جیمز برای خوانندگانی که به دنبال یک داستان کلاسیک از این ژانر هستند و برای یکی از اولین داستان‌هایی که راوی غیرقابل اعتماد را معرفی می‌کند، عالی است.

از وحشت‌های شبح‌وار گرفته تا وحشت‌های ذهن انسان، از عمارت‌های در حال فروپاشی و آسایشگاه‌ها گرفته تا خانه‌های به ظاهر معمولی با تاریکی زیر کف‌پوش‌ها، این هشت کتاب نمایشی فوق‌العاده از گستردگی این ژانر هستند. مطالعه خانه جن‌زده‌ای شاد داشته باشید!

8 داستان عالی با خانه‌های ماوراءالطبیعه و غیرعادی

نقد و بررسی کتاب «انتقام اما» اثر جوزی جانز

این نقد توسط لیزا ارائه شده است! لیزا، از علاقه‌مندان قدیمی رمان‌های عاشقانه و از مفسران پر و پا قرص SBTB، منتقدی لاتین تبار و کوییر با زبانی تند و نظرات فراوان است. او به‌طور مکرر در All About Romance و Women Write About Comics (که در آنجا عضو هیئت تحریریه است) نقد می‌نوشت و می‌توانید او را در توییتر با نام کاربری @thatbouviergirl دنبال کنید. در آنجا، او نقدهای خوب، نظرات قاطعانه در مورد صنعت و تفسیرهای متفکرانه را به اشتراک می‌گذارد، زمانی که در جستجوی شغل آزاد بعدی نیست.

نقد و بررسی کتاب «انتقام اما» اثر جوزی جانز

«انتقام اما» برای من مانند سفری با ماشین زمان به دهه ۱۹۸۰ بود، زمانی که رمان‌های عاشقانه عمه بزرگم را یواشکی می‌خواندم و سپس در دوران نوجوانی شروع به جمع‌آوری مجموعه خودم کردم. حتی آن زمان هم از رمان‌های عاشقانه تحقیرآمیز که شکلی رایج از داستان‌سرایی بودند، خوشم نمی‌آمد و اکنون که می‌توانم داستان‌های ظریف‌تری را حتی در سطح پایین‌تر بخوانم، کمتر از آن‌ها خوشم می‌آید. ما در اینجا یک قهرمان زن عالی، و نوشته‌ای عمدتاً باورنکردنی داریم (من می‌خواهم چیزی از نویسنده ببینم که هر چیزی غیر از، خب، این طرح باشد)، و هر دو در اینجا هدر رفته‌اند زیرا قهرمان مرد، رک و پوست‌کنده بگویم، یک توده بزرگ گندیده و متعفن از زباله است که چیزی چسبناک در ته آن گیر کرده است. من اصلاً نمی‌توانستم با این رابطه عاشقانه همذات‌پنداری کنم، حتی اگر قهرمان زن ما خودش فردی ناقص باشد.

اما ویتورث، بازیگر تئاتر دروری لین، یک هنرمند نسل دومی بیوه است که در یک مهمانی پس از نمایش، با دیدن آنتونی فیلیپس، وارث یک ارل‌نشین، در میان جمعیت، دچار شهوت در نگاه اول می‌شود. او با نقل‌قول‌های شکسپیری و چاپلوسی، اما را اغوا می‌کند و به زودی آن‌ها در اتاقی نه چندان خصوصی، در حال انجام اعمال منافی عفت هستند. حرفه تئاتری او زمانی نابود می‌شود که مربی قدرتمندش، داتی، او را در میانه یک صحنه معاشقه با آنتونی می‌بیند. داتی مطمئن می‌شود که اما از موقعیتش اخراج شود.

اما نمی‌داند که داتی و آنتونی قبلاً در مورد اغوای اما توسط آنتونی شرط‌بندی کرده بودند؛ داتی معتقد بود که شاگردش در برابر پیشرفت‌های آنتونی مقاومت خواهد کرد و آنتونی مطمئن بود که می‌تواند هر زنی را که سر راهش قرار گیرد، اغوا کند. اما از این موضوع مطلع می‌شود و خشمگین می‌گردد زیرا شرط‌بندی آن‌ها به این معنی است که امید او برای یافتن یک حامی مالی ثروتمند به باد رفته است. آنتونی بلافاصله در مهی از الکل و رابطه جنسی بی‌بند و بار ناپدید می‌شود. اما، که از یک بازیگر به یک خدمتکار آشپزخانه سقوط کرده است، شروع به طراحی انتقام خود از آنتونی می‌کند.

و اینگونه، تخریب مصمم آنتونی توسط اما آغاز می‌شود.

او به باشگاه استویکس نفوذ می‌کند، مکانی که کارگران جنسی مستقل در آنجا به کار خود مشغولند و آنتونی و دوستانش اوقات فراغت خود را می‌گذرانند، تا بتواند آسیب‌پذیری‌های اجتماعی او را کشف کند و در عین حال، پله‌های نردبان اجتماعی خود را بالا ببرد. او سرقت یک دفتر حسابداری پر از نام تمام دوستان به ظاهر معتبر آنتونی را طراحی می‌کند. او برای نزدیک شدن به آنتونی و همکارانش، خود را به شکل‌های مختلف در می‌آورد. و در این فرآیند، ناخواسته برای مردی شیطانی کار می‌کند که با یک روسپی به طرز وحشتناکی بدرفتاری کرده بود، به طوری که آنتونی وضعیت او را در میان همکاران اشرافی خود مطرح می‌کند و خواستار عدالت برای او می‌شود. این قرار است او را تا حدی شرافتمند نشان دهد. اما اینطور نیست.

همانطور که اما آنتونی را تعقیب می‌کند و آنتونی از احساسات گیج‌کننده‌اش نسبت به این اماهای متعدد سرخورده می‌شود، شوخی و رفاقت شکوفا می‌شود. آیا عشق واقعی می‌تواند به دنبال آن بیاید؟

اجازه دهید صحنه‌ای را در اینجا ترسیم کنم: ما ابتدا با اما و آنتونی از طریق لحظه‌ای آشنا می‌شویم که او در حال وانمود کردن به جای زن دیگری به عنوان بخشی از نقشه انتقام خود است. او فکر می‌کند که اما را از یک حمله قبلی به خودش می‌شناسد و سعی می‌کند خود را به او تحمیل کند، و اعلام می‌کند که اثری که او روی رانش گذاشته است، هر بار که با زن دیگری رابطه جنسی دارد، او را به یاد اما می‌اندازد و وای، او نمی‌تواند در سطح قهرمانانه سابق خود رابطه جنسی داشته باشد. او نمی‌داند که زن دیگری در آن زمان به او چاقو زده و او و دوستش را از چیزی بسیار گرانبها محروم کرده است. او فکر می‌کند که این اما بوده است، و می‌داند که از زمان ملاقات‌هایش با اما، نمی‌تواند به هیچ کس دیگری فکر کند یا با او رابطه جنسی داشته باشد. او از این بابت بسیار ناراحت است.

این صحنه، رابطه زشت «سیلی-سیلی-بوسه-بوسه» را که بین آن‌ها وجود دارد، پایه‌ریزی می‌کند. بلافاصله پس از آن، من به گذشته بازگردانده شدم تا تمام پیش‌زمینه توضیح داده شود. اما من آنقدر زمان زیادی را در آنجا گذراندم که وقتی داستان به زمان حال بازگشت، موعود آنقدر اطلاعات کسب کرده بودم که واقعاً نمی‌خواستم آن‌ها را دنبال کنم. او ممکن است دلیل «مناسبی» برای رفتار خشن با اما داشته باشد، اما نظر من در مورد آنتونی از همان ابتدا ضعیف بود.

نکته غم‌انگیز این است که من واقعاً اما را به عنوان یک قهرمان زن دوست داشتم. او سرسخت، مصمم، باهوش، و جنگجو است – و کله‌شق، تک‌بعدی و کمی خودخواه. او در جستجوی انتقام خود پیچیده است، که او را به فردی جذاب برای من تبدیل کرد. او همچنین از میل جنسی خود شرمنده نیست. او از بدن خود برای نزدیک شدن به هدفش استفاده می‌کند و این برای او هیچ معنایی ندارد. من این نوع خونسردی بی‌رحمانه را در یک قهرمان زن دوست داشتم. بی‌رحمی او شخصیتی لطیف را پنهان می‌کند: اما باهوش، روشنفکر و علاقه‌مند به هنر است (اگرچه وقتی کتاب به بحث او و آنتونی در مورد این موضوع می‌پردازد، به نظر می‌رسد که آن‌ها در حال خودستایی هستند).

اما من واقعاً، واقعاً نمی‌توانستم آنتونی را تحمل کنم. علاوه بر بی‌فایدگی بی‌ارزش او برای تقریباً نیمی از کتاب، او یک تقدیرگرای تلخ است که هوش عمیقش با نقل‌قول‌های ادبی و اشارات موسیقیایی توسط روایت به نمایش گذاشته

 رمان اولیور توئیست 

 

 اولیور توئیست 

  • نویسنده : چارلز دیکنز
  • داستان کتاب : اولیور توئیست پسر بچه یتیمی ست که در نوانخانه ای در انگلستان زندگی میکند. او از طرف نوانخانه به پیرمرد تابوت سازی فروخته میشود و پس از مدتی تصمیم به فرار از نزد پیرمرد میگیرد. الیور به لندن میگریزد در بین راه با پسر بچه ای که از راه دزدی امرار معاش میکند آشنا میشود، پسر بچه الیور را نزد پیرمرد گدا و کثیفی بنام فاگین که سردسته گروهی دزد و گدا است میبرد. در آنجا به اولیور آموزش جیب بری میدهند و او را برای دزدی به سطح شهر روانه میکنند و…
  • رمان اولیور توئیست

 ماجراهای هاکلبری فین 

 

 ماجراهای هاکلبری فین 

  • نویسنده : مارک تواین
  • داستان کتاب : هاکلبری فین پسری نوجوان است که تحت سرپرستی خانم “داگلاس” زندگی میکند، او در منزل خانم داگلاس زندگی خوبی را میگذراند، تا اینکه روزی پدر معتاد و دائم الخمر هاک او را پیدا کرده و پس از کتک مفصلی که به او میزند هاکلبری فین را همراه خود به کلبه ای میان جنگل میبرد و…
ماجراهای هاکلبری فین

 رمان میدل مارچ 

 

 میدل مارچ 

  • نویسنده : جورج الیوت
  • داستان کتاب : میدل مارچ اسم شهرستانی ست که ماجراهای کتاب در آن رخ میدهد. قهرمان داستان دختر جوان و خیالپردازی بنام “دوروتا” است که با وجود خصوصیات بینظیر و شایسته با کشیش علیل و بیماری که بیست و چند سال از او بزرگتر بوده و به نوعی جای پدرش است ازدواج میکند. پس از مرگ کشیش دوروتا تصمیم میگیرد…
  • میدل مارچ

رمان سفرهای گالیور

 

سفرهای گالیور

  • نویسنده : جاناتان سوییفت
  • داستان کتاب : داستان ماجرای سفر ناخدا “لموئل گالیور” دریانورد ماجراجو را در چهار سفر پرحادثه و عجیب او بازگو میکند. طوفان دریایی بزرگی کشتی ناخدا گالیور را در هم میشکند و گالیور سوار بر موجها به ساحل برده میشود. زمانیکه بهوش می آید خود را در سرزمینی بنام لیلیپوت با مردمی که به بزرگی کف دست آدمیزاد هستند اسیر میبیند و…
  • سفرهای گالیور

رمان  پیرمرد و دریا 

 

 پیرمرد و دریا 

  • نویسنده : ارنست همینگوی
  • داستان کتاب : سانتیاگو پیرمرد ماهیگیر فقیری که به مدت 84 روز حتی یک ماهی کوچک هم صید نکرده، تصمیم میگیرد برای صید ماهی به دوردستها برود. صبح روز بعد پیرمرد با قایق خود راهی دریا میشود، حدود ظهر به اواسط دریا میرسد و طعمه های خود را در آب رها کرده و به انتظار ماهی مینشیند. مدتی بعد ماهی بسیار بزرگی طعمه را میبلد، سانتیاگو قادر به بالا کشیدن ماهی نیست ولی ماهی که بسیار قوی و بزرگ است به مدت دو روز قایق پیرمرد را به دنبال خود در دریا میکشد. هیچکدام دست از تقلا نمیکشند. روز سوم کم کم ماهی توان خود را از دست داده و دیگر قادر به حرکت قایق نیست، پیرمرد ماهی را به کنار قایق میکشد و نیزه خود را در بدن ماهی فرو میکند و ماهی را از پا در می آورد و…
  • رمان  پیرمرد و دریا

رمان  جین ایر

 

 جین ایر 

  • نویسنده : شارلوت برونته
  • داستان کتاب : جین ایر دختری که در کودکی پدر و مادرش را از دست داده، برای ادامه زندگی نزد دایی و زن دایی اش خانم “رید” میرود ولی خانم رید و فرزندانش رفتار درستی با جین نداشته و مدام او را آزار میدهند. پس از مدتی جین به پرورشگاه سپرده میشود و در محیط خشک و نا امید کننده پرورشگاه “لوود” بزرگ میشود. پس از پایان تحصیلات جین بعنوان معلم به منزل آقای “روچستر” که مردی ثروتمند و اشراف زاده است میرود. آقای روچستر به جین علاقمند میشود و…
  • رمان  جین ایر